سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغات در پارسی بلاگ
مردم سه گونه اند : دانشمند و دانشجو و بی سر و پایان بیهوده . [امام صادق علیه السلام]
اهل بیت چه کسانی هستند؟ - شیعیان اهل سنت واقعی
محمد علی ( چهارشنبه 86/8/30 :: ساعت 7:58 عصر )
روزیازدهم  ذی القعده سال روز میلاد با سعادت هشتمین ستاره تابناک آسمان امامت علی ابن موسی الرضا (ع)  مبارک باد

امام هشتم حضرت علی ابن موسی ( علیه السلام) در روز یازدهم ذیقعده سال صد وچهل وهشت هجری و پس از پانزده روز از شهادت امام صادق ( علیه السلام ) در مدینه منوره متولد شدند . پدر آن حضرت امام موسی بن جعفر (علیه السلام ) ومادر آن حضرت نجمه خاتون بوده اند . در سال دویست هجری ، آن حضرت بنا به اجبار مأمون ، خلیفه عباسی از مدینه منوره به سوی مرو ، حرکت نمودند . آن حضرت از شهر های زیادی گذشتند، از جمله آنها شهر نیشابور بود و در این شهر بود که در جمع دهها هزار نفر از جمعیت استقبال کننده ، حدیث شریف قدسی سلسلة الذهب را بر مردم این شهر روایت نمودند وآن حدیث این است : « کلمة لا اله الا الله حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی » و چون در سلسله راویان این حدیث نام تمام امامان معصوم از خود آن حضرت تا امام علی و پیامبر خدا و جبرئیل هستند؛ حدیث سلسلة الذهب ، نام گرفته است وحدیث قدسی، احادیثی است که  کلام خدا است ولی از آیات قران کریم نیست . امام هشتم پس از ورود به مرو  و به رغم اکراه آن حضرت به عنوان ولیعهد مأمون الرشید انتخاب شدند و مأمون دستور داد به نام آن حضرت خطبا ،خطبه بخوانند وبه نام آن حضرت سکه رسمی ضرب نمودند، چیزی که باعث حسادت و شعله ور شدن آتش کینه ودشمنی بنی عباس گردید. اما چیزی نگذشت که خلیفه عباسی، حقد وکینه باطن خود را آشکار کرد و سر انجام آن حضرت را مسموم کرد و در آخرین روز ماه صفر سال دویست وسه هجری آن حضرت به شهادت رسیدند و در قریه سناباد در سرزمین طوس (مشهد مقدس ) با عزت وعظمت دفن شدند . و اکنون حرم مطهر آن حضرت سالانه میعاد گاه میلیونها نفر از دوستداران خاندان عصمت و طهارت می باشد .



محمد علی ( سه شنبه 86/8/15 :: ساعت 2:7 عصر )

امام صادق (ع) شیخ الائمه است، از همه ائمه دیگر، عمر بیشتری نصیبشان شده است. در زمان ایشان، امویان و عباسیان سرگرم زد و خورد با یکدیگر بودند و این امر، فرصتی طلائی برای امام بوجود آورد که بساط افاضه و تعلیم را بگستراند. شیخ مفید از علمای شیعه می گوید آثار علمی آن حضرت آنقدر زیاد است که در همه بلاد منتشر شده است. محمدبن عبدالکریم شهرستانی، از علمای بزرگ اهل سنت و صاحب کتاب معروف الملل و النحل، درباره آن حضرت می گوید:«او هم دارای علم و حکمت فراوان و هم دارای زهد و ورع و تقوای کامل بود»

فقهای بزرگ آن عصر، بیشترشان از شاگردان آن حضرت بودند. ابوحنیفه و احمد بن حنبل معاصر امام بودند و هر دو از محضر امام صادق استفاده می کردند. شافعی و احمدبن حنبل نیز از شاگردان آن حضرت به شمار می آیند. مالک درباره حضرت می گوید:«از بزرگان و اکابر عباد و زهاد بود و از کسانی که بود که خوف و خشیت الهی در دلش قرار داشت. او مردی بود که حدیث پیامبر زیاد می دانست، خوش محضر بود و مجلسش پرفایده بود.» و باز مالک می گوید:«چشمی ندیده و گوشی نشنیده و به دلی خطور نکرده کسی از جعفر بن محمد فاضلتر باشد» ابوحنیفه هم درباره آن حضرت می گوید:« از جعفر بن محمد فقیه تر و داناتر ندیدم»

اوضاع سیاسی در عهد امام صادق (ع)

بنی العباس از ابتدا با نام و شعار اهل بیت به میدان آمدند اما در باطن جاده را برای خودشان صاف و هموار می کردند. مطابق نقل مسعودی در مروج الذهب، بعد از کشته شدن ابراهیم امام ( برادر بزرگتر سفاح و منصور، که سفاح را جانشین خود قرار داده بود) نظر ابوسلمه این بود که دعوت را از عباسیون متوجه علویون کند. به همین خاطر دو نامه به یک مضمون به مدینه نوشت، یکی را برای حضرت امام جعفر صادق (ع) که رأس و رییس بنی الحسین بود و یکی را هم برای عبدالله بن الحسن بن الحسن که بزرگ بنی الحسن بود. امام صادق به نامه اعتنایی نکرد و حتی آنرا با شعله چراغ سوزاند، اما عبدالله فریب خورد و خوشحال شد و با اینکه امام صادق به او فرمود که فایده ای ندارد و بنی عباس نخواهد گذاشت کار بر تو و فرزندانت برسد، قانع نشد و قبل از آنکه جواب نامه عبدالله به ابوسلمه برسد، سفاح، ابوسلمه را کشت و بعد هم خود عبدالله و فرزندانش گرفتار شدند و کشته شدند...

شهید مطهری با توجه به وضعیت سیاسی دوران امام جعفر صادق و همچنین فعالیتهای علمی ایشان می گوید:«اگر امروز می بینیم اصلاح طلبانی، به رسمیت مذهب شیعه – بعد از هزار سال- اقرار و اعتراف می کنند به خاطر اینست که شیعه یک مکتب واقعی اسلامی است و آثار شیعی در هر رشته نشان می دهد که دیگر نمی توان اتهامات سیاسی به آن بست، این آثار مولود ایمان و عقیده است، سیاست نمی تواند این چنین فقه یا اخلاق یا فلسفه و عرفان، یا تفسیر و حدیثی بوجود آورد، رسمیت امروز شیعه معلول طرز کار و عمل آنروز امام صادق (ع) است.»



محمد علی ( شنبه 86/6/10 :: ساعت 10:43 صبح )

اخیراً وبلاگ « اهل سنت جنوب» حرفهای جالب و معنی‌داری از خود به یادگار گذاشته است! نویسندگان این وبلاگ، با اشاره به آیه تطهیر (که به نظر شیعیان و بسیاری از اهل سنت، در شان امام علی(ع)، فاطمه زهرا و حسنین (ع) نازل شده است)، ابتدا در چرخشی آشکار و بر عکس نظر دوستان خود، حرف و عقیده ما را تأیید کرده و اعتراف نموده که این آیه، تنها و تنها در شان اهل بیت بوده و هیچ کس دیگری( حتی زنان پیامبر و خویشاوندان ایشان نیز منظور این آیه نیستند). در این وبلاگ می‌خوانیم:

«حدیثی که امام مسلم از حضرت عایشه نقل می کند: فخرج النبی غداه وعلیه مرط[صحیح مسلم مع الشرح کتاب فضایل الصحابه برقم (2424).] . . . الخ. یک روز صبح رسول اکرم صلی الله علیه وسلم  از خانه بیرون رفت در حالی که چادری نقش و نگاردار و بافته شده از موی سیاه پوشیده بود، پس حسن بن علی آمد، او را داخل چادر گرفت، سپس حسین آمد و داخل چادر شد، بعد از آن فاطمه آمد و آن حضرت صلی الله علیه وسلم  وی را داخل چادر برد سپس حضرت علی آمد و رسول اکرم صلی الله علیه وسلم  وی را داخل چادر آورد و فرمود: همانا خداوند می خواهد پلیدی را از شما اهل بیت بزداید و شما را کاملاً پاک بگرداند. این حدیث، بی تردید، در واقع دعای پیامبر صلی الله علیه وسلم  در حق فاطمه رض، علی، حسن و حسین است. رسول الله صلی الله علیه وسلم  با این دعا می خواست آلودگیها را از آنان بزداید و آنان را پاک و مطهر کند.»

اما ایشان، بلافاصله به خاطر اینکه اعتقاد اصلی و پنهان خود و دوستانش را رد نکرده باشند، ادامه می‏دهند :« قطعاً آیه تطهیر علاوه بر پنج تن، همه اهل بیت را در بر می گیرد، و آنان عبارت اند از: سایر دختران و زنان رسول الله صلی الله علیه وسلم»

و باز برای رد اعتقاد شیعیان مبنی بر عصمت و طهارت اهل بیت نوشته‌اند: «حدیث عایشه رض که امام مسلم آن را روایت کرده است، متواتر نیست بلکه از اخبار آحاد است. اکنون سوال این است که  شیعه چگونه از حدیثی که خبر واحد است در باب عقیده که همانا ((عصمت)) است استدلال می‌کنند؟! »

معلوم نیست که نویسنده، با نوشتن این مطالب قصد اثبات چه چیزی را دارند؟ ایشان ابتدا با اشاره به حدیث مسلم از عایشه، اهل بیت پیامبر را معرفی کردند. سپس خودشان نتیجه گرفتند که اهل بیت پیامبر تنها همین افراد نیستند و در ادامه از شیعیان می‌پرسند که چگونه با استناد به این حدیث، معتقد به عصمت اهل بیت هستند؟!!

در پاسخ ایشان باید عرض کنیم که:  اولا احادیثی که بطور صریح، اهل بیت پیامبر (ص)را معرفی می‌کنند بسیارند و تنها محدود به یک حدیث نمی‌شود که سند آنرا مورد تردید قرار دهید. (  در مطالب قبلی این وبلاگ چند نمونه از این احادیث ذکر شده است). ثانیا ما کی برای اثبات عصمت اهل بیت، به حدیث عایشه استناد کرده‌ایم؟ برای اثبات آن عقیده، تنها و تنها مراجعه به آیه تطهیر کافیست. چرا که این آیه بطور صریح می‌فرمایند : « انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» آیا باز هم در مفاد این آیه دچار شک و تردید هستید که خداوند، عده‏ای را طبق گفته خود از هرگونه پلیدی و ناپاکی، تطهیر نموده است؟ ثالثا چه لزومی دارد که به قول شما این تنها یک دعای خشک و خالی باشد. چرا با اینگونه عبارات نسبت به ساحت پیامبر اکرم (ص) اهانت می‌کنید؟ چگونه پیامبر کلامی را بدون در نظر گرفتن معنا و مفهوم آن بیان می‌کنند؟ پیامبری که همه گفتار و کردارش مطابق با حق است و هرگز مطابق هوی و هوس و میل شخصی، کلامی از ایشان صادر نشد. رابعا اگر به قول شما، افراد دیگری هم جزو اهل بیت رسول خدا هستند، پس چرا بسیاری از آنها هرگز از گناه و پلیدی پاک نشدند و مرتکب اشتباهات و جنایات زیادی شدند؟ اگر عایشه را جزو اهل بیت می‌دانید، پس چرا او در جنگ جمل بر علیه خلیفه بر حق مسلمین شورش کرد؟! چرا او علی رغم نص صریح قرآن و سنت، در سفر نمازش را کامل و تمام خواند؟ ( حتما خواهید گفت که او مجتهد بود و برای این کار اجتهاد کرد!! لازم به توضیح نیست که اجتهاد وقتی معنا پیدا می‏کند که در مساله‌ای، حکم صریحی وجود نداشته باشد!)



محمد علی ( سه شنبه 86/5/30 :: ساعت 6:24 عصر )

اهل بیت رسول خدا چه کسانی هستند؟

در پاسخ به برادران و خواهرانی که در کتب و وبلاگهای خود نوشته و می‌نویسند که« معلوم نیست اهل بیت چه کسانی هستند!»

از جابر بن عبدالله نقل شده است که رسول خدا فرمود:« اى مردم!من در میان شما، چیزهایى را بر جاى گذاشتم،اگر آنها را بپذیرید،هرگز گمراه نخواهید شد:کتاب خدا،و عترتم، خاندانم‏» (ترمذى در صحیح خود ج 5 ص 328 آورده است.شماره حدیث 3874 است)

و از زید بن ارقم است که رسول خدا فرمود:«براستى که در میان شما چیزهایى بر جاى گذاشتم که اگر بدانها چنگ زنید،هرگز بعد از من گمراه نخواهید شد:کتاب خدا-رشته کشیده شده میان آسمان و زمین-و عترتم،خاندانم;و آن دو هرگز از هم جدا نمى‏شوند تا کنار حوض[کوثر]به سوى من باز گردند.پس مواظب باشید،بعد از من‏چگونه درباره آن دو جاى مرا خواهید گرفت‏»(ترمذى در صحیح خود ج 5 ص 329 روایت کرده است‏شماره حدیث 3876 )

و از زید بن ثابت است که پیامبر خدا گفت:«من پس از خود در میان شما دو جانشین مى‏گذارم:کتاب خدا-رشته امتداد یافته بین آسمان و زمین (یا ما بین آسمان تا زمین) -و عترتم،اهل بیتم و آن دو هرگز جدا نگردند تا کنار حوض[کوثر]به سوى من باز گردند»(امام احمد در جزء پنجم از مسند خود ص 181 آورده است.البته از دو طریق صحیح روایت کرده است)

و از زید بن ارقم است که رسول خدا در روز غدیر خم فرمود:«گویا من[به لقاء الله]دعوت شدم و اجابت کردم[کنایه از این که:پس از رحلتم از دنیا]در میان شما دو شئ گرانقدر گذاشته‏ام-یکى از آنها بزرگتر از دیگرى است:کتاب خداى بزرگ و عترتم.پس مواظب باشید که چگونه نسبت‏به آنها جاى مرا پر خواهید کرد،چه آنها هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا کنار حوض[کوثر]بر من باز گردند.»و بعد فرمود:«براستى که خداى بزرگ صاحب اختیار من است، و من صاحب اختیار هر مؤمنى هستم.»آن گاه دست على را گرفت و گفت:«هر که را من صاحب اختیارم،این[على]صاحب اختیار اوست.پروردگارا دوست‏بدار هر کس او را وست‏بدارد و دشمن بدار هر آن کس را که با او دشمنى کند»(حاکم در صحیح خود«مستدرک‏»ج 3 ص 109 آن حدیث را آورده است)

البته این احادیث و بسیارى از احادیث مشابه آنها دلالت دارند بر این که اهل بیت پیامبر منحصر به کسانى هستند که به فراوانى از صفات زیر برخوردارند:

(1) آنان عترت پیامبرند،و عترت مرد،نزدیکترین خویشاوندان او از گذشتگان و باقى ماندگان خاندان و نسل اوست.و به این ترتیب از محدوده اهل بیت پیامبر،زنان و یاران پیامبر و اصحاب غیر هاشمى خارج مى‏شوند

(2) آنان در بالاترین درجات تقوا و شایستگى‏اند،زیرا که ایشان از قرآن جدایى ناپذیرند،در صورتى که ناپرهیزکاران در جهت‏خلاف قرآنند.و از آن رو هاشمیان گناهکار که از خدا نافرمانى مى‏کنند و هم به طریق اولى گناهکاران غیر هاشمى از شمار اینان خارج مى‏شوند.

3) آنان در بالاترین درجات از بینش دینى و داناترین مردم به زبان قرآنى‏اند هاشمیانى که نادانند و از بینش دینى محدودى برخوردارند-هر چند شرف خویشاوندى پیامبر (ص) را دارند-از فرزندان معنوى او نیستند،زیرا شخص نادان و آن که بینش محدودى دارد-دانسته یا ندانسته-در معرض مخالفت‏با قرآن است.و هیچ گونه ضمانتى براى موافقت در گفتار و رفتار او با قرآن وجود ندارد.تبعیت مردم از مثل او و پیروى او-گاهى-منجر به مخالفت‏با کتاب خدا خواهد شد.

احادیثى که گذشت‏بوضوح دلالت دارند بر این که معرفت دینى خاندان پیامبر،معرفتى ست‏یقینى نه اجتهادى،و گرنه مى‏بایست در اکثر اوقات از قرآن جدا مى‏بودند.به همین دلیل مجتهدى،چون ابن عباس-با وجود علو مقام و این که پسر عموى پیامبر است-از محدوده اهل بیت پیامبر-به حسب معنا-خارج است،تا چه رسد به دیگر اصحاب که از بستگان پیامبر نبوده‏اند و به مقامى چون مقام ابن عباس نایل نشده‏اند.پس هیچ یک از مجتهدان-هر چند براى اجتهاد خالصانه خود-چه به حق رسیده باشند و یا خطا کنند داراى پاداش و اجرند،از خاندان پیامبر-بر طبق روایات صریح قبلى-نیستند.

چگونه گروهى را مشخص کنیم؟

گاهى خواننده مى‏پرسد:با توجه به این که دو گروه از دانشمندان وجود دارند که هر دو انتساب به پیامبر دارند و از طرفى اعضاى هر یک از دو گروه با خودشان متفقند و با اعضاى گروه دیگر اختلاف نظر دارند،چگونه براى ما امکان دارد که تشخیص دهیم کدام یک از دو گروه،همان عترتى است که پیامبر به پیروى از آن ارشاد کرده است؟ اما خواننده خود-در صورت پیشامد چنین اشتباهى-مى‏تواند رفع شبهه کند،به این ترتیب که یک بار دیگر به حدیث زید بن ارقم-که پیشتر گذشت-باز گردد و آن را بخواند.همان حدیثى که حاکم در جزء سوم از صحیح خود«المستدرک‏»آورده است،آن که به نام یکى از اعضاى عترت تصریح مى‏فرماید و او امام على است. پس گروه حقى که با این فرد برجسته هماهنگ است،همان عترت است.و گروهى که مخالف اوست از عترت نیست،هر چند که همه افراد آن به پیامبر خدا انتساب داشته باشند.

احادیث تسمیه:

از جمله احادیثى که از اعضاى خانواده پیامبر به نام،یاد کرده،احادیث ذیل است:مسلم در صحیح خود از سعد بن ابى وقاص روایت کرده است که او گفت:«...و هنگامى که این آیه نازل شد:پس بگو:بیایید تا فرزندانمان و فرزندانتان،زنانمان و زنانتان...را بخوانیم...،پیامبر خدا، على،فاطمه،حسن و حسین را طلبید،پس فرمود:بار خدایا اینان خاندان منند»(ج 15 ص 176.البته ترمذى،حاکم و بیهقى نیز آن را نقل کرده‏اند)

ترمذى در صحیح خود از عمر بن ابى سلمه روایت کرده است که او گفت:«این آیه در خانه ام سلمه بر پیامبر (ص) نازل شد:«اراده خداوند تعلق گرفته است تا از شما-خاندان پیامبر (ص) -ناپاکى را دور کند،و شما را به طور کامل پاک دارد.».پس پیامبر،فاطمه،حسن و حسین را طلبید،و آنان را با کسا پوشانید و على را نیز که پشت‏سرش بود با عبایى پوشاند،سپس فرمود: بار خدایا اینان اهل بیت منند پس،پلیدى را از آنان بزداى و آنان را به طور کامل پاک بدار.ام سلمه گفت:یا رسول الله آیا من هم با آنان هستم؟فرمود:تو بر جایگاه خود هستى و روى به سوى خیر و سعادت دارى.».ترمذى گوید:و در همین باب از ام سلمه،معقل بن یسار،ابى الحمراء و انس بن مالک،روایت‏شده است.( ج 5 ص 328 (شماره حدیث 3875))

امام احمد در مسند خود از ام سلمه همسر پیامبر (ص) روایت کرده است که او گفت:«این آیه در خانه من نازل گردید:خداوند اراده فرموده است تا از شما خانواده پلیدى را دور سازد و شما را به طور کامل پاک دارد،و در آن خانه،فاطمه،على،حسن و حسین بودند،پس پیامبر آنان را با عبایى که روى خود داشت پوشانید،سپس گفت: (بار خدایا) اینان خاندان منند،پس از آنان پلیدى را دور کن و آنان را کاملا پاک گردان.»( 6 ص 292 سید تقى حکیم در کتاب‏«اصول فقه‏»مقارن ص 155-156 به نقل از کتاب در المنثور سیوطى ج 5 ص 198 آورده است که حاکم و بیهقى این حدیث را روایت کرده‏اند)

و مسلم از عایشه همسر پیامبر روایت کرده است که او گفت:پیامبر خدا بیرون آمد در حالى که عبایى بافته از موى سیاه بر دوش او بود،پس حسن آمد،او را داخل عبا کرد،بعد حسین آمد،او را نیز داخل کرد،و بعد فاطمه آمد،او را هم به زیر عبا جاى داد،سپس على آمد و او را هم با عبا پوشاند،آن گاه فرمود:«خداوند اراده فرموده است تا از شما خانواده پلیدى را دور سازد و شما را کاملا پاک گرداند»(صحیح مسلم ج 15 ص 192-195)

در در المنثور سیوطى (در تفسیر قرآن) به دو روایت زیر برمى‏خوریم:

ابو الحمراء (از اصحاب پیامبر) مى‏گوید:مدت هشت ماه در مدینه مراقب پیامبر بودم هیچ گاه براى نماز بیرون نیامد،مگر اینکه اول به در خانه على مى‏آمد،دستش را دو طرف در قرار مى‏داد و مى‏گفت:«نماز!نماز!خداوند اراده کرده است فقط از شما خانواده پلیدى را دور کند و شما را به تمام پاک دارد» و و از ابن عباس است که گفت:نه ماه پیامبر خدا را مى‏دیدیم که هر روز موقع نماز در خانه على بن ابى طالب مى‏آمد و مى‏گفت:«درود و رحمت‏خدا بر شما خانواده،خداوند اراده کرده است تا از شما خانواده پلیدى را دور سازد و شما را کاملا پاک دارد» (ج 5 ص 198 (الفقه المقارن از حکیم ص 155)

و انس بن مالک روایت کرده است که پیامبر خدا شش ماه به طور مداوم آن جمله را مى‏گفت.( احمد در مسند خود ج 3 ص 286 آن را نقل کرده است)

البته این احادیث‏بوضوح دلالت دارد که هر یک از این چهار تن فردى از افراد خاندان پیامبرند،همچنان که عضویت هر شخص دیگرى را-از کسانى که در زمان پیامبر در قید حیات بودند،چه از هاشمیان و یا از زنان پیامبر-منتفى مى‏داند.این قول پیامبر (ص) :بار خدایا اینان خاندان منند،دلالت روشنى دارد بر این که عضویت‏خاندان پیامبر در دوران زندگانى آن بزرگوار منحصر بر آن چهار تن بوده است.بنابراین،همه افراد دیگر-حتى عمویش عباس،جعفر بن ابى طالب و سایر افراد حاضر در زمان بیان این مطلب-از دایره عترت مورد نظر خارجند،هر چند که همگى از خویشان نزدیک او بودند.

 



محمد علی ( یکشنبه 86/5/28 :: ساعت 9:10 عصر )

اهل بیت از نظر قرآن و حدیث

یکی از نویسندگان محترم در وبلاگ خودشان ضمن بررسی آیه ( انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) نوشته‌اند که شیعیان معتقدند این آیه در حق علی و فاطمه و حسنین نازل شده است! و البته لازم به ذکر نیست که این ادعا را رد کرده‌اند!

شان نزول این آیات ( که اهل بیت، امیرمومنان، حضرت فاطمه و حسنین هستند) در منابع حدیثی و تفسیری اهل سنت ، در ضمن روایات متعدد آمده است. از جمله در صحیح مسلم(جلد 5 صفحه 198 و 199) و از عایشه و در تفسیر درالمنثور( جلد 7 باب فضائل اهل البیت النبی) از منابع فراوان نقل گردیده است.

آری عایشه در این روایت علاوه بر تایید نزول ایه شریفه درباره اهل بیت، خود آنان را هم دقیقا و به نام معرفی کرده‌اند!

در مورد اهل بیت از دیدگاه اهل سنت و از میان توصیه‌های فراوان رسول خدا (ص) درباره آنان همین بس که آن حضرت اهل بیت را همسنگ و عدل با قرآن قرار داده و تنها قرآن و اهل بیت خود را به عنوان بزرگترین و سنگین ترین امانت پس از خود در میان امت گذاشته است و در صورتی مصونیت امت اسلامی را از ضلالت و گمراهی تضمین فرموده است که به این دو امانت متمسک شوند. ( یا ایها الناس انی ترکت فیکم ما ان اخذتم به لن تضلوا، کتاب الله و عترتی اهل بیتی : ای مردم من در میان شما چیزی را گذاشتم که اگر از آن پیروی کنید هرگز گمراه نمی‌شوید. کتاب خدا و عترت و اهل بیتم) آنگاه چنین فرمودند: فانظرونی بما تخلفونی فیهما ببینید بعد از من با آنها چگون رفتار می‌کنید!  همچنین فرمودند:« بزودی فرستاده پروردگارم می‌آید و من دعوت حق را اجابت می‌کنم و همانا در میان شما دو چیز گرانبها بجای می‌گذارم اول کتاب خداست که هدایت و نور است و دوم اهل بیتم. شما را به خدا اهل بیتم را از یاد نبرید. شما را به خدا اهل بیتم را فراموش نکنید»( صحیح مسلم باب فضائل علی. جلد 5 ص 122، صحیح ترمذی جلد 5 ص 328، مستدرک حاکم جلد 3 ص 148، مسند امام احمد بن حنبل جلد 3 ص 17)

حدیث کسی که می‌خواهد زندگی‌اش، زندگی پیامبر باشد:

اما این تنها آیات و احادیثی نیستند که اهل بیت رسول خدا را به ما معرفی می‌کند. روایات و احادیث بسیاری داریم که در کتب شیعه و سنی آمده است که گفته ما را تایید می‌کند. رسول گرامی اسلام می‌فرمایند:« هر که خوش دارد که مانند من زندگی کند و مانند من بمیرد و در بهشت برینی که پروردگارم آماده کرده، ساکن شود، پس ولایت علی را پس از من بپذیرد و دوستدارانش را دوست بدارد و به اهل بیتم پس از من بپیوندد و از آنها پیروی کند زیرا که آنان عترت من هستند، از خاک گل من افریده شده‌اند و فهم و علم من به آنها تزریق شده است پس وای بر کسانی از امتم که فضیلت آنها را نادیده بگیرند و رحم مرا بجای وصل قطع کنند. خداوند از شفاعتم، آنان را بهره‌مند نسازد!»

شاید ابتدا گروهی تصور کنند که این حدیث را از کتب شیعیان پیدا کرده‌ایم اما اینطور نیست. این حدیث در کتب معتبر و مستند اهل سنت آمده است : مستدرک حاکم- ج3 ص 28، طبرانی در جامع کبیر، اصابه ابن حجر عسقلانی ، کنز العمال- ج 6 ص 155، مناقب خوارزمی ص 34، ینابیع الموده ص 149، حلیه الاولیا ج 1 ص 86، تاریخ ابن عساکر ج 2 ص 95 )  و این روایت از روایتهای روشنی است که اصلا قابل توجیه و تاویل نمی‌باشد و حجت را بر مسلمانان تمام می‌کند. جای بهانه‌ای برای هیچکس نمی‌گذارد که هرکس ولایت علی را نداشته باشد و از اهل بیت پیامبر پیروی ننماید از شفاعت جدشان رسول خدا محروم خواهد ماند. (هر چند ممکن است عده‌ای درباره راوییان حدیث ایراد بگیرند و مثلا یحیی بن یعلی محاربی، را آدم غیر مورد اطمینانی بدانند! اما مسلم و بخاری به او اطمینان کامل داشته‌اند و احادیث زیادی را از او نقل کرده‌اند!)

حال پرسش ما اینس که چرا عده‌ای بیشترین تلاششان آنست که حقیقت را بپوشانند تا واقعیات آشکار نشود؟ چرا گاهی احادیث صحیح را توجیه می‌کنند و معانی دیگری را برایش جعل می‌کنند‌ ( همچنانکه معنای حدیث غدیر را تنها دوستی علی می‌دانند نه سرپرستی و ولایت علی!) و گاهی احادیثی را که با مذهبشان ناسازگار است، تکذیب می‌کنند، هرچند در صحاح و مسندهای خودشان آمده باشد و گاهی نیمی از حدیث یا دو سومش را حذف می‌کنند و به جای آن، جمله‌هایی از خود اضافه می‌کنند!! و گاهی روات ثقه را مورد تشکیک و طعن قرار می‌دهند زیرا احادیثی را روایت کرده‌اند که با هوای نفسشان سازگار نبوده است. گاهی هم حدیثی را در چاپ اول کتاب نقل کرده‌اند و در چاپهای بعدی، حذف می‌کنند و هیچ اشاره‌ای به انگیزه حذف و نادیده گرفتن حدیث نمی‌کنند، علی‌رغم آنکه علت این امر معلوم است و روشن خواهد شد!

حدیث دار در روز انذار :

پیامبر اعظم(ص) با اشاره به امام علی فرمودند:« ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی من بعدی، فاسمعوا له و اطیعوا این برادر من، وصی من و جانشین من بعد از من است، پس به او گوش فرا دهید و از او اطاعت نمائید»

(  و باز منابع موثق اهل سنت : تاریخ طبری ج 2 ص 319، تاریخ ابن اثیر ج 2 ص 62، سیره حلبیه ج 1 ص 311، شواهد التنزیل حسکانی ج 1 ص 371، کنز العمال ج 15 ص 15، تاریخ ابن عساکر ج 1 ص 85، تفسیر خازن نوشته علاءالدین شافعی ج 3 ص 371، حیات محمد نوشته حسنین هیکل چاپ اول – باب « وانذر عشیرتک الاقربین» )

این حدیث نیز از احادیث صحیح و درست است که مورخان آن را در اغاز بعثت پیامبر نقل کرده‌اند و آنرا یکی از معجزات آن حضرت به شمار آورده‌اند. اما سیاست و لجاجت، همه حقایق و رویدادها را وارونه جلوه داد و عوض کرد. محمد حسنین هیکل تمام حدیث را در کتابش «حیات محمد» و در صفحه 104 از چاپ اول سال 1354 هجری قمری آورده است، اما در چاپ دوم و چاپهای بعدی این جمله حضرت را که می‌فرماید « وصیی و خلیفتی من بعدی» حذف کرده است!! همچنین از کتاب تفسیر طبری ج 19 ص 121 این جمله را حذف کرده‌اند و به جای آن کلمات دیگری از خودشان نوشته‌اند!! غافل از اینکه خود طبری همین روایت را در تاریخ خودش ج 2 ص 319 بطور کامل نقل کرده است!! پس چگونه و به چه منظور سخنان را تغییر می‌دهند و تحریف می‌کنند و رویدادها را وارونه نشان می‌دهند؟؟!!




لیست کل یادداشت های این وبلاگ
غدیر حقیقت انکار نا پذیر تاریخ
مناظره با اهل سنت
اهانت دجالان به علی بن ابیطالب (ع)
گفتاری از دکتر شریعتی درباره حضرت فاطمه زهرا
مولوی و محبت اهل بیت
غدیر حقیقتی انکار نشدنی
آیا توسل به پیامبر شرک است؟
[عناوین آرشیوشده]